خرید بک لینک
+ این که میگن «چرا وقتی چند نفر تو اروپا در اثر انفجار بمب یا تیراندازی می میرن این همه شلوغ می کنن اما هر روز که چند ده نفر تو کشورهای خاورمیانه و افغانستان کشته میشن برای همه عادیه و کسی ازش به عنوان فاجعه نام نمی بره» شبیه این می مونه که بگن «چرا وقتی شاگرد اول کلاس بشه پونزده همه تعجب می کنن اما شاگرد آخر کلاس ده تا تک میاره هیچ کس هیچی نمیگه». خب عزیز من اینا بعد جنگ جهانی دوم هزارتا سازمان و نهاد تشکیل دادن تا جلوی خونریزی های جنگی و با کشته های بسیار رو بگیرن. هزار جور کار امنیتی و صلح طلبانه کردن. با هم دوست شدن. با آلمانی ها دوست شدن و صد تا قرارداد

برچسب: نویسنده: مریم مهدوی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 9:05

وقتی به بودن کسی کنارت عادت کرده باشی بعد دوری یا جدایی هر چیزی تبدیل میشه به یه نشونه ای از اون رابطه . . . هر موسیقی هر بویی هر رنگی میشه یاد حرفا و کارای اون کسی که حالا ازتون دوره . . .

شاید از بن اشتباه و مسخره باشه اما دارم حس می کنم یه جورایی گریزناپذیره این حالت . . .

خیلی غمگینم . . .

شاید حتی پری هم نباشم . . . فرشته ی نابودی باشم . . . اصلا هم کوه نور نیستم.

برچسب: پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد,پری کوچک غمگینی را میشناسم,پری کوچک غمگینی,پری کوچک غمگینی را,من پری کوچک و غمگینی,پري كوچك غمگين,آشپزآنلاین,پری کوچک غمگین,وبلاگ پری کوچک غمگین,شعر پری کوچک غمگین,من پری کوچک غمگینی می شناسم, نویسنده: مریم مهدوی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 9:05

اگر یه خودکار و کاغذ بردارم و چیزایی که وقتی بیرونم، تو مترو یا اتوبوس، روی یه تیکه کاغذ با چند تا سرواژه بنویسم به گمانم به یه تصویری می رسم شبیه تصویر اتاقم بعد چند ماه تمیز نکردن. هیچ رشته ای رو نمیشه از توی فکرهایی که به سرم میاد، پی گرفت. این خیلی خطرناکه، نه؟ ولی واقعا تمرین می خوادا. دست کم برای من خیلی کار سختیه که یه فکر رو به اصطلاح آدمای کله گنده بپرورونم. از یه جا شروع کنم و به یه جای دیگه برسم با یه سیر منطقی. اصلا چی میگن به این کار؟ فکر کردن؟ تمرکز؟ چی؟ من نمی دونم فعلاً. سنم زیاده اما خیلی چیزای واضح هست که من در موردشون شک دارم. ولی چند وقتی

برچسب: پریشانی این سلسله را آخر نیست, نویسنده: مریم مهدوی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 9:05

این روزها همه ش به خودم میگم «انسان باش». خیلی فکرها گاهی به ذهنم میاد که هیچ کنترلی انگار روی اونها ندارم. اما من اگر هرچقدر آدم ضعیفی باشم از عهده ی یه دونه کار خوب برمیام و اونم اینه که دوباره فکر کنم. از اول. دوباره بسنجم. ارزش چیزها رو باز بسنجم و اگر لازم بود جای اون ها رو عوض کنم. بدترین حالت اینه که طرف خیانت کنه و من اصلا متوجه نشم. اگر انسان باشم کیه که چیزی از دست داده؟ من یا اون؟ تو خیلی از فیلم ها، خیلی از شخصیت ها هستن که ما تحسینشون کردیم اما تو داستان فیلم اونا خیلی چیزها رو از دست دادن، تنها موندن، سرشون کلاه گذاشتن، بهشون دروغ گفتن و چیزها

برچسب: انسان باش,انسان باشیم,انسان باشیم مشیری,انسان باشخصیت,انسان باشيم,انسان باشید,انسان باشعور,ميخواهم انسان باشم,چگونه انسان باشیم,انسان خوبی باش, نویسنده: مریم مهدوی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 9:04

صفحه بندی